سیدالشهدای جنگ :

برای اینکه خداوند لطف، رحمت و آمرزشش شامل حال ما شود ، باید اخلاص داشته باشیم و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم ، سرمایه می خواهد که از همه چیزمان بگذریم و برای اینکه از همه چیزمان بگذریم ، باید شبانه روز دلمان، وجودمان و همه چیزمان با خدا باشد.


بخش ویژه > ناگفته های جنگ ایران و عراق از زبان فرماندهان ارتش عراق


گفته های سرهنگ رضا الصبري از جنگ ایران و عراق

بر اساس گفته های رضا الصبري (سرهنگ ارتش عراق) نقشه كلي در منطقه اين بود كه خرمشهر ، يك شهر عراقي است و هيچ كدام از افسران عراقي ، تصور بازگشت مجدد اين شهر به دامان كشور اسلامي ايران را نمي كردند.
مستشاران نظامي فرانسوي طي يك بازديد از وزارت دفاع عراق كه در تاريخ سيزدهم آوريل 1982 انجام شد ، اعلام كردند كه هيچ اسلحه و نيرويي قادر به بازپس گيري خرمشهر نيست زيرا عراق اين شهر را به صورت يك پايگاه دفاعي بسيار محكم و مستحكم در آورده بود تا حدي كه صدام ، اين سخن تاريخي خود را با اطمينان كامل بيان كرد كه : اگر خرمشهر سقوط كند و ايراني ها آن را باز پس گيرند ، من كليد شهر بصره را به آنان تقديم خواهم كرد !
در جلسه اي كه با فرمانده لشكر يازدهم داشتم ، به او گوشزد كردم كه ايراني ها در صدد حمله سختي عليه ما هستند . اين جلسه در تاريخ بيست و هشتم آوريل 1982 تشكيل شد . در اين جلسه ، فرمانده لشكر و تعداد ديگري از افسران قرارگاه عمليات حضور داشتند .
فرمانده لشكر، سرهنگ ستاد «عبدالواحد شنان » شخص خود رايي بود كه نظر هيچ كس را قبول نداشت . حتي به نقشه هاي عملياتي كه از سوي فرماندهي جنوب ترسيم مي شد ، اعتماد نداشت و با دخل و تصرف ، خواسته خود را اعمال مي كرد . او نقشه عملياتي را خودش طرح مي كرد و حتي خطوط دفاعي را بنا به نظر شخصي خودش تغيير مي داد .
من به عنوان افسر اطلاعات و استخبارات نظامي عراق در اين لشكرها گزارشي تهيه كردم و براي سرتيپ «عبد الجواد» ارسال كردم . در اين گزارش ، آخرين تغييرات و اخبار منطقه را آورده بودم .
سرهنگ ستاد «آل رباط» اين گزارش را نپسنديد و عزل مرا به علت تمرد ، از فرمانده سپاه سوم عراق درخواست كرد و من به او توضيح دادم كه به عنوان افسر استخبارات در اين لشكر ها انجام وظيفه مي كنم لذا فرمانده سپاه سوم پيشنهاد او را رد كرد و بر بقاي ماموريت من در منطقه تاكيد كرد .
قبل از اينكه به خرمشهر برسم ، لشكرهاي دوم و دهم و يازدهم ، در نزديكي پل طاهري ، درگير يك نبرد سنگين بودند . اين پل در سمت چپ خرمشهر و داراي اهميت استراتژيكي بسيار بالايي بود زيرا تمامي تحركات و رفت و آمدهاي زرهي ، از روي اين پل انجام مي گرفت . در اين منطقه ، تلفات و خسارات سنگيني متحمل شديم .
به هر حال ، قبل از رسيدنم به خرمشهر ، اوضاع غير طبيعي و نا آرامي بر اين شهر حاكم بود زيرا يك ماه قبل از اين ، ايراني ها توانسته بودند محاصره آبادان را در هم بشكنند و به موقعيت ارزشمندي دست پيدا كنند .
فرماندهي كل ، دستور فرماندهي و تجمع نيروها در خرمشهر را صادر و تيپ هاي تازه نفس و نيروهاي زرهي وتانكهاي جديدي را به خرمشهر اعزام كرد . ارتش عراق به نيروهاي زرهي و تانك هاي خود مي باليد و در منطقه نيز براي كسب پيروزي سريع ، تانك ها را كارساز مي دانست ولي ما تنها براي انهدام منازل و اماكن مسكوني ، از اين جنگ افزار استفاده كرديم . سرهنگ ستاد « اسعد عبد الواحد » فرمانده لشكر هفت نيز در سخنانش به اين نكته اشاره كرده بود .
خرمشهر داراي مساحتي در حدود پنج هزار و چهارصد كيلومتر مربع است و از شمال به كرخه نور و هويزه و از جنوب به اروند ، از شرق به رود كارون و از غرب به هور العظيم محدود مي شود . منطقه ، فاقد موانع طبيعي مهمي است كه بتوان به عنوان خاكريز و موانع دفاعي از آن بهرمند شد و تنها ، جاده خرمشهر – اهواز و رود كارون ، دو مانع قابل استفاده در خطوط دفاعي هست .

مهمترين نقاط استراتژيكي خرمشهر عبارتند است از :
بندر خرمشهر : نيروهاي ما در خرمشهر مواضع دفاعي بسيار محكمي ايجاد كردند . از مواد موجود در منازل و گمرك خرمشهر ، نهايت استفاده و بهره برداري در اين ايجاد استحكامات شد .
سرهنگ ستاد « عامر عبد الزهره » فرمانده لشكر پنجم مستقر در بندر خرمشهر به من گفت : نيروهاي ما به تمامي وسايل دفاعي مورد نياز مجهز هستند . نقشه كلي اين بود كه تا آخرين لحظه ، در شهر بجنگيم و از مواضع خودمان دفاع كنيم .
اروند رود : قواي ما با آخرين توان و تلاش خود سعي در حراست از اين رود داشت زيرا بيم آن مي رفت كه ايراني ها از اين راه به مواضع ما يورش آورند و به همين منظور نيروهاي احتياط و پشتيباني در كناره هاي اروند رود مستقر شدند و توپخانه نيز در نزديكي آن موضع گرفت .
منطقه جفير : اين دشت هموار به عنوان موضع ارتباطي بين مقرهاي لشكر پنجم و ششم به حساب مي آيد . اين دشت به شهر «النشوه» عراق متصل بود و به همين دليل اهميت زيادي براي آن قائل بوديم و در حفاظت و حراست از اين منطقه حداكثر امكانات را به كار گرفته بوديم .
كرخه نور : در آغاز هجوم و عبور نيروهايمان از اين رودخانه ، موانعي را پيش روي خود ديديم كه با استفاده از تلاش واحدهاي مهندسي آنها را در جهت استفاده نيروهايمان و مانع قرار گرفتن در مقابل نيروهاي مهاجم ، تغيير وضعيت داديم لذا سيم هاي خاردار و ميادين مختلف مين و تله هاي انفجاري تعبيبه گرديد . همچنين از اين نقطه تانكهاي قواي حمورايي ، جمعي لشكر سوم جبهه مقابل را هدف قرار مي دادند .
رودخانه كارون : عرض اين رودخانه بيش از صد و پنجاه متر است و به عنوان مهمترين مانع در مقابل پيشروي ايراني ها به سمت خرمشهر محسوب مي شد . نيروهايمان پل بزرگي بر آن احداث كردند و لشكر سوم ، وظيفه حفاظت از اين پل را كه بيش از صد و پنجاه متر طول داشت ، عهده دار بود . اين پل ، تنها پل موجود بر روي كارون در اين منطقه محسوب مي شد . ايراني ها در پي كسب اطلاعاتي درباره اين پل بودند و بنا به گزارش هاي استخبارات ، ايراني ها در صدد مهيا شدن براي احداث پل بودند . به همين دليل فرمانده لشكر دهم «ماهرعبدالرشيد » گفت : ايراني ها مي خواهند به اين پل دست يابند و بايد نيرويي ورزيده ، آموزش ديده و بسيار قوي براي حمايت و دفاع از اين پل استقرار يابد . اما وزير دفاع « عدنان خير الله » با اين موضوع موافقت نكرد و باعث خشم و غضب ماهرعبد الرشيد شد و او با عصبانيت گفت :
متاسفانه افسار ارتش عراق را به دست افرادي داده اند كه از لحاظ عقلي ، كامل نيستند.



backgrand
backgrand